تبلیغات
هفت شهر عشق - قصه ساز همه دوران ، بیژن مفید

هر انسانی آفریده اندیشه های روزانه خویش است. اگر انسان میخواهد دگرگونی در زندگیش روی دهد، باید از دل و جان آغاز کند

درباره ما
دوستان
آخرین مطالب
لینکستان
نظر سنجی
خبر خوان

دریافت کد سیستم خبر خوان
***
 ***
امكانات جانبی
 

قصه ساز همه دوران ، بیژن مفید


سلام،
اول باید از مهربان همسر تشکر کنم که یک دست کوچولویی به سر و روی شهر قصه ما کشید و تیترهامو درست کرد و برام ماه و پلنگ و شهرقصه رو هم نصب کرد.از مریم هم که قول داده برام لوگو طراحی کنه قبلا تشکر میکنم که بیفته تو رودروایسی ( تا حالا این کلمه رو هم ننوشته بودم)و زودتر لوگومو برسونه!!!
دوم یک خبر خوب هم از خودم دارم که بالاخره تونستم نوار شاپرک خانوم رو سفارش بدم، حالا اگه برسه دستم خوبه. تورو خدا دعا کنید من که دارم از خوشحالی بال در میارم.
سوم نمیدونم چرا هرچی بیشتر میگردم کمتر پیدا می کنم.البته خوب دستم هم از کلی منابع کوتاه هستش ، اگه الآن ایران بودم خیلی ها می تونستن کمکم کنند که بیشتر راجع به این بزرگ مرد بنویسم؛ مثل استاد عریزم آقای حمید سمندریان، آقای انوش نصر، آقای حسین کسبیان و... که همیشه این عزیزان به من لطف داشتند ولی حیف که الآن دورم. بهرحال کلی تو همین اینترنت گشتم و فقط تونستم اطلاعات کمی که لابد همه ازش خبر دارن رو جمع آوری کنم. ولی خوب بازهم بد نیست، با یک نگاه کوتاه و کلی یادی از ایشون و یِارانشون میکنیم و اینکه شاید بعضی از دوستان اطلاعات بیشتری داشته باشند و بتونیم یک مجموعه ای برای دسترسی همه فراهم کنیم. والله راستش نتونستم چیزی از زندگی شخصی ایشون مثل سال تولد و مرگ پیدا کنم و می ترسم اونچه رو که میدونم دقیق نباشه و اشتباه بگم برای همین بسنده می کنم به تعریف اطرافیانشون.

"نیلوفر بیضایی" در مقاله ای با عنوان تاریخ نمایش در ایران اینگونه می نویسد:
"از بیژن مفید تنها نامی شنیده بودم... رادی همزمان و حاتمی تقریبا بلافاصله اما كوتاه و نویدی و نعلبندیان و خلج و مكی بعدتر آمدند و همینطور بیژن مفید دوم(سالهای اول دهه 40)...آنموقع یعنی سال ۴۷ نعلبندیان با همین نمایشنامه، جایزه دوم نمایشنامه نویسی را برده بود. جایزه اول را بیژن مفید با “شهر قصه“ و جایزه سوم را نویدی بخاطر “ سگی در خرمن جا“ برده بودند...سرانجام و وضعیت امروز بخش مهمی را برایتان بازگو كنم كه سرنوشت هنر تئاتر ایران است كه پس از انقلاب اسلامی اگر نه بیش، آنچنان بر آن بد رفت كه بر مردمانش. بهرام بیضایی اینك و هنوز در ایران است و درسن ۶۳ سالگی همچنان با مانع ممیزی و سانسور در نبردی انگار مادم العمر بسر می برد، عباس نعلبندیان دو سال پس از انقلاب خودكشی كرد و علی حاتمی چند سال پیش در ایران از دنیا رفت، خجسته كیا در ایران است و تئاتر را برای همیشه كنار گذاشت، غلامحسین ساعدی در تبعید پاریسی اش دق مرگ شد، بیژن مفید كه از زمان خود بسیار جلوتر را می دید، همان پیش از انقلاب وسایل ترك این دنیا را برای خود فراهم آورد، نویدی از دنیا رفت، سعید سلطانپور بدست انقلابیون اسلامی اعدام شد و میان نامهای دیگر جعفر والی، فریده فرجام، بهمن فرسی، ابراهیم مكی، صدرالدین زاهد، محسن یلفانی، بیژن صفاری، ناصر رحمانی نژاد، خلیل موحد دیلمقانی و پرویز صیاد سالهاست كه در تبعید زندگی می كنند و سر انجام آربی آوانسیان كه در تبعید پاریسی اش با تئاتر برای همیشه وداع كرد."

در مقاله مقدمه ای بر شناخت نمایشنامه های مدرن ایرانیبقلم بهزاد صدیقی اینچنین آمده است:
"نمایش یا درام نو، درام معاصر، درام اروپایی و امریكایی كه با نمایشنامه های هنریك ایبس (1828-1906 ) آغاز می شود...با آنكه بسیاری از نمایشنامه نویسان ما هنوز به شیوه تئاتر كلاسیك می نویسند و كارگردانان زیادی به شكل تئاتر معاصر كه دلبسته تئاتر مدرن هستند، بیشتر از چنین پدید آورندگان تئاتری است. از اولین نمایشنامه نویس ایرانی – یعنی میرزا فتحعلی آخوند زاده – تا نمایشنامه نویسان همدوره او همچون میرزا آقا تبریزی، میرزا احمد خان كمال الوزار، محمودی و موید الممالك فكری ارشاد و بقیه دیگر همچون رضا كمال شهرزاد، زبیع بهروز، علی نصیریان و در ادامه اسماعیل خلج، بیژن مفید، سید علی نصر، بهمن فرسی و… اغلب دیگر نمایشنامه نویسان این نسل به شیوه ساختار كلاسیك سعی می كردند اثر خود را بنویسند. در مقابل در همین زمان كسانی هم بودند كه بر اساس شناخت خود از تئاتر معاصر غرب و تئاتر ایرانی دست به نوشتن نمایشنامه هایی با شكل و ساختاری جدید و حرف های امروزی تر و جهانی تر اپرانی تر زدند. از این میان می توان به بهرام بیضایی، غلامحسین ساعدی، اكبر رادی، عباس نعلبندیان، محمود استاد محمد و بیژن مفید و عباس جوانمرد اشاره كرد."

"بهمن مفید" در مصاحبه ای با سرویس هنری خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)اینگونه از برادر خود یاد میکند:
"مرحوم برادرم بیژن مفید گفت: آدم هر چه یاد می‌گیرد در بچگی است؛ چطور می‌توانید تجربه كسی را كه از بچگی یاد گرفته نادیده بگیرید...به هر حال پدرم و دو برادرم بیژن و اردوان و من معلم‌های تئاتر بودیم؛ پدرم نقش رستم را بازی می‌كرد كه شبیه آن‌را خیلی‌ها می‌گویند كسی بازی نكرد؛ بیژن هم كار اصلیش نوشتن و تئاتر بود و در كنار آن بازی هم می‌كرد...ما در رادیو تهران بهترین نمایشنامه‌ها را با یك گروهی به بازیگری سیروس ابراهیم زاده، رامین فرزاد، نیكو خردمند، تجدد و فهیمه رستگار به كارگردانی مرحوم بیژن مفید در روزهای پنج‌شنبه برای دانشجویان اجرا می‌كردیم كه بعدها پروین امیر سلیمانی گوینده رادیوی نیرو هوایی به جمع ما اضافه شد... میرلوحی آمد و گفت: قریب خواسته تو نقش دوم آن فیلم را بازی كنی كه من قبول كردم. قصد داشتم برگردم تئاتر؛ همان موقع هم داشتم شهر قصه را با بیژن مفید كار می‌كردم، بعد از قیصر كه رفاقتی بازی كرده بودم، هی دومی، سومی و چهارمی پیشنهاد شد و یك‌دفعه دیدم در سینما هستم... خودم را داشتم آماده می‌كردم كه در نمایش بعدی برادرم بیژن بازی كنم كه آقای زری‌باف، تهیه كننده اسكار فیلم آمد دنبال من و سناریو “توبه” را داد."

محمد علی میراکبری در مقاله ای با عنوان "نزدیك به سینما، دور از تئاتر" می گوید:
"ابتدا یك موج بزرگ درام‌نویسی كه مختص جامعه و وضعیت فرهنگی كشور ما بود و نه تقلیدی از غرب، توسط بزرگانی چون عباس نعلبندیان، دكتر غلام‌حسین ساعدی و بیژن مفید راه افتاد كه اگر این رشته و راه را ما تئاتری‌ها دنبال می‌كردیم و راه‌شان را به جلو می‌بردیم الان باید به یك درام وطنی می‌رسیدیم."

رضا فرخ فال در هنر و ادبیات ایرانی در غربت می نویسد:
"اما ادبیات ایرانی تا رسیدن به مرحله «ادبیات در تبعید» به مفهوم اخص کلمه، سالهای تلخ و سختی را پشت سر گذاشته است. دوره آغازین پیدایش و تطور این ادبیات با سرنوشت تراژیک غلامحسین ساعدی و بیژن مفید همراه بود."

همایش تئاتر ایران در برلین ،بهرام محیی، گزارشگر صدای آلمان در برلین می نویسد:
"به موازات برگزاری همایش چهارروزة تئاتر ایران در جشنوارة «نزدیکی دور دست» در برلین، نشست هایی نیز با حضور برخی از صاحبنظران و کارشناسان تئاتر، در زمینة بررسی مسائل نظری و تاریخی تئاتر ایران ترتیب یافت. از جمله می توان به جلسة سخنرانی و بحث با حضور جلال ستاری، پژوهشگر و اسطوره شناس ایرانی و لاله تقیان کارشناس و منتقد تئاتر اشاره نمود.
سخنرانی لاله تقیان، حول موضوع تئاتر مدرن ایران دور می زد. وی به روند تکوین تئاتر ایران در دویست سال گذشته اشاره کرد و خاطر نشان ساخت که طی این دوره، در کنار اشکال سنتی تئاتر مانند تعزیه یا شبیه خوانی و نیز نمایش های عروسکی و روحوضی، تدریجا" تئاتر مدرن به سبک غربی نیز پا به عرصة حیات می گذارد...در دورة محمدرضاشاه، پایه های تئاتر ایران از طریق تأسیس آموزشگاه های تئاتری محکم تر شد و در دهة چهل این هنر به اوج خود رسید. بیضایی و ساعدی و دیگر نمایشنامه نویسان معروف ایران، محصول همین دوره هستند. فستیوالهای گوناگون در تهران و نیز جشن هنر شیراز، به تئاتر میدان گسترده ای داد و تأسیس کارگاه هنر ایران، به برآمد کسانی چون خلج و بیژن مفید منجر گشت."

جالب بود وقتی فهمیدم مرحوم رضا ژیان در دو نمایش از مرحوم استاد بیژن مفید بازی کردن. نقل این خبر رو از زبان حسن محمودی در مقاله ای با عنوان " منهم باید زندگی می کردم " می خوانیم:
"دوره دوم: (دوران آموختن و رشد): در سال ۱۳۴۸ به عنوان نخستین بازیگر در «كارگاه نمایش» نخستین وركشاپ تئاتری خاورمیانه در ایران استخدام می شود و تا سال ۱۳۵۶ كه این محل تعطیل و منحل می شود، با كارهای اسماعیل خلج به عنوان همكار و بازیگر در گروه تئاتر كوچه بازیگری را می آموزد. نمایش هایی كه در این دوره در آنها بازی می كند؛ عبارت اند از: «حالت چطوره مش رحیم»، «گلدونه خانم»، «صغرا دلاك و بابا شیرعلی»، «قمر در عقرب»، «احمد آقا برسكو»، «حكایات عبید زاكانی». در این دوره همچنین علاوه بر بازی در گروه «كوچه» با گروه بازیگران شهر نیز همكاری دارد كه برخی از این نمایش ها عبارت اند از: «ترس و نكبت رایش سوم» برتولت برشت، «جان نثار» بیژن مفید، «ناگهان. . . » عباس نعلبندیان و اجراهای آربی آوانسیان. "

هم چنین بیژن مفید از همکاران آربی آوانسیان در کارگاه نمایش (تاسیس 1348 )نیز بوده اند.( به نقل از عصر نو. )

این هم یک جمله از این بزرگمرد در تعریف هنر و هنرمند که در روزنامه همشهری در مقاله ای تحت عنوان " گزارشی از نمایشنامه خوانی محمود استاد محمد(گم شده در شب بیست و یكم)" آمده است :
"بیژن مفید می گفت: كسی كه خودش می گوید من هنرمندم بدان كه از هنر چیزی نفهمیده است. چون هنر فضیلت است. پس ما می توانیم، بگوییم باسوادیم اما نمی توانیم بگوییم كه با فضیلت هستیم."

یک سری هم به این جاها بزنید بد نیست:
فرهنگ و هنر

نمایشنامه نویسان ایران

نمایشنامه نویسان معاصر ایران (دهه چهل)
و این هم مصاحبه ای که اخیرا با محمود استاد محمد از خانم الهه خسروی یگانه تحت عنوان "شهر قصه با مرگ بیژن مفید تمام شد." انجام گرفته.
وای چقدر زیاد شد، حتم دارم که هیچکس همشو نمیخونه و حتی این جمله منو نمیبینه ولی من نوشتم؛ شما هم اگه به اینجا رسیدید منو در جریان بذارید تا یک کم خوشحال شم و بدونم یک کم مفید بودم.
می دونم که بعضی از این نوشته ها در ارتباط مستقیم با مرحوم بیژن مفید نبود،ولی اینجوری کلی هم از دیگر تئاتریهای قدیم یاد کردیم.
حالا باشه سر یک فرصت مناسب راجع به نوع نگاه و افکار بیژن مفید با هم صحبت کنیم که این نیاز به کمک شماها داره.

در ضمن من چون به منبع همه مطالب لینک دادم، از نوشتن نام اونها بطور جداگانه عاجزم. ببخشید!!!

تا روز دیگر و نوشته ای جدید خداحافظ
منبع:شهر قصه



ن : مصطفی شاهین زاده
ت : دوشنبه 15 اسفند 1390
 
موضوعات
صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
برچسب ها
امكانات جانبی
داستان روزانه
داستان کوتاه روزانه